تات خبر
امروز : یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵
پارلمان مجازی ایران
http://up.vbiran.ir/uploads/473150269856140174_ezcom-video-to-.gif
۱۳۹۵/۱۰/۱۹ - ۱۹:۳۹

یادداشت اختصاصی تات خبر;

جهاد کبیر/رسالت امروز ما

ترکیب ” جهادکبیر ” که تنها یک بار در قرآن کریم و در آیه ۵۲ سوره فرقان ذکر شده ” ولا تطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبیرا” از دو واژه جهاد و کبیر تشکیل شده است، واژه جهاد به معنی تلاش و کوشش خستگی ناپذیر تاسرحد بذل جان در راه رسیدن به هدفی که موانع فراوانی آن را احاطه کرده، واژه کبیر هم به معنای بزرگ و سترگ،طبق دستور زبان عربی، صفت مشبهه است. صفت مشبهه برای بیان یک ویژگی ثابت و پایدار در یک فرد یا یک شی برای همیشه بکار می رود.

به گزارش اختصاصی تات خبر، در طول تاریخ حیات بشر تقابل تاریخی دو جبهه حق و باطل به وضوح قابل مشاهده است. هرگاه علمی و پرچمی بنام حق قدافراشته، بی درنگ جبهه باطل در مقابل آن خیمه زده و صف آرایی نموده است .

با نگاهی گذرا به تاریخ می توان دریافت که تقابل این دو جبهه حاصل سو تفاهم و یا نزاع بر سر منافع مشترک نبوده بلکه طرفین هدفی جز حذف رقیب در سر نداشته اند.

این تقابل تاریخی از هابیل و قابیل گرفته تا ابراهیم و نمرود، از موسی و فرعون گرفته تا پیامبر و ابوسفیان، از علی بن ابیطالب و معاویه گرفته تا حسین بن علی و یزید و از خمینی کبیر و رژیم منحوس پهلوی گرفته تا خامنه ای بصیر و جبهه عظیم و نامتجانس استکبار؛ همه و همه گویای این نکته است که حضرت حق آزمون بزرگ بشر را انتخاب میان این دو مقرر فرموده.
بی شک سنگ محک عبودیت حضرت باریتعالی ستیز با جبهه ابلیس است آنجا که در آیه شریفه می فرماید” وکذلک جعلنا لکل نبی شیاطین الجن و الانس” (و اینگونه ما قرار دادیم برای هر پیامبری شیاطینی از جنس جن و بشر_انعام ۱۱۲).

پس راه سومی میانه ی این دو نیست. در فرهنگ قرآنی غیبت در جبهه حق یعنی حضور در جبهه باطل.

ترکیب ” جهادکبیر ” که تنها یک بار در قرآن کریم و در آیه ۵۲ سوره فرقان ذکر شده ” ولا تطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبیرا” از دوواژه جهاد و کبیر تشکیل شده است، واژه جهاد به معنی تلاش و کوشش خستگی ناپذیر تا سرحد بذل جان در راه رسیدن به هدفی که موانع فراوانی آن را احاطه کرده، واژه کبیر هم به معنای بزرگ و سترگ، طبق دستور زبان عربی، صفت مشبهه است. صفت مشبهه برای بیان یک ویژگی ثابت و پایدار در یک فرد یا یک شی برای همیشه بکار می رود.

این آیه شریفه از آیاتی است که در مکه مکرمه نازل شده و همانگونه که کارشناسان علوم قرآنی مطرح نموده اند نمی تواند مصداق جهاد نظامی باشد. علاوه بر آن توجه به صدر و ذیل و سیاق آیه نشانگر آن است که این جهاد یعنی ” عدم اطاعت از دشمن “.

به بیان امروزی می توان گفت که این نوع جهاد،تحمل سختی و مشقت و پیروی نکردن از دشمنی است که که باوجود عدم توانمندی و یا هزینه دار بودن برخوردسخت و فیزیکی، ناامید از غلبه بر جبهه حریف نیست.

برنامه اصلی دشمن در این عرصه نفوذ به ساختار داخلی و تغییر در افکار، باور و محاسبات مردم و مسئولین است تا همه بدین باور برسند که اگر ما به عرف و رویه های حقوقی نظام جهانی برگردیم و به قول غرب زدگان داخلی نظم موجود جهانی را بپذیریم به وسیله آن می توان بیشتر مشکلات کشور را حل نمود.

این تفکر انحرافی ریشه در تاریخ دارد آنجائیکه پس از صدور فرمان الهی مبنی بر تغییر قبله مسلمین، برخی مسلمانان بی بصیرت و ضعیف الایمان متعرض پیامبر اکرم شده و عرضه داشتند که یهود از نظر نیرو و امکانات و تجهیزات در وضعیت فوق العاده ای قرار دارد، افزون بر آن، در معاملات تجاري ما با آنها اخلال ایجادخواهد شد چرا که آنان شرکای اقتصادی ما هستند و در آینده ممکن است محتاج کمک آن ها گردیم. می شود در خصوص تغییر قبله جانب احتیاط را نگه داشته و به دنبال تنش زایی و دشمن تراشی نباشیم؟

در پاسخ آیه شریفه “ولن ترضی عنک الیهود و لاالنصاری حتی تتبع ملتهم قل ان هدی الله هوالهدی و لئن اتبعت اهوائهم بعدالذي جائك من العلم ما لك من الله من ولي و لانصير”(۱۲۰بقره) نازل شد.

خداوند متعال بیان می دارد که:

۱) تقابل جبهه استکبار با شما بر سر تغییر قبله و مسائلی ازین دست نیست. تقابل بر سر دین و آیین شماست. همانی که رهبری مکرر می فرمایند هسته ای بهانه است مشکل جبهه استکبار دین شماست….

۲) با آوردن لن در ابتدای آیه که بمعنای نفی ابد است تاکید می نمایند که این تقابل با مذاکره و مصافحه و معانقه، حل شدني نیست این یک تقابل دائمی است. پس به استناد همین آیه شعار تنش زدایی با استکبار یک شعار کاملا انحرافی است.

۳) خداوند متعال برای ما روشن می نماید که استراتژی جبهه استکبار مرحله ای و فرسایشی است درحالیکه با دین شما مخالف است به دروغ تغییر قبله را بهانه کرده و در ادامه به اشرف مخلوقات عالم با قاطعیت می گوید بگو که هدایت واقعی هدایت خداست و به اين هم بسنده نکرده رسولش را تهدید می کندکه اگر ازهوی و هوس آنها تبعیت کردی امیدي به حمایت و یاری من نداشته باش.

با اندکی تامل می توان بدین نکته دست یافت که اگر در قرآن کریم هیچ آیه دیگری بجز این آیه در خصوص دشمن شناسی و دشمن ستیزی نبود؛همین یک آیه کافی بود تا با تمسک بدان در برابر دشمن ایستادگی کرده و با تکیه بر توان داخلی در راستای استحکام درونی کشور گام برداریم.

آری همیشه تاریخ بوده اند انسان های خام اندیش و کج فهمی که سعی نموده اند این تقابل تاریخی را در حد یک منازعه جزیی کاهش داده و به واسطه ترس از دشمن یا دلدادگی به او، در پی بزک کردن چهره کریه شیطان برآمده و استکبار ستیزی ملت را با برچسب تندروی و تنش زایی، محکوم نموده و حل مشکلات کشور را نه در حیطه قدرت خدا و تکیه بر درون، بلکه در حیطه لطف و عنایت کدخدا جستجو کرده اند.

جهاد کبیر یعنی مقابله منطقی و مستدل با یک چنین انحراف بزرگ. انحرافی که که اغلب توسط اتاق فکر دشمن طراحی و به واسطه انقلابیون خسته، از نفس افتاده و پشیمان، مطرح و توسط نفوذی ها اجرا می گردد همان نفوذی هایی که شریک دزدند و رفیق قافله.

اما گذشته از جنبه سلبی جهاد کبیر که در کلید واژه “ولاتطع” بیان شده جنبه ایجابی آن نیز در دل آیه مستتر بوده و این دو مکمل یکدیگرند. شکی نیست که ایستادگی در برابر دشمن و عدم تبعیت از او مستلزم توانایی ایستادن روی پای خود و به تعبیر امروزی” استحکام درونی قدرت” است.

در پایان به اختصار عرصه های جهادکبیر را خدمت شما طرح می نمایم:

۱) جهاد کبیر در عرصه سیاسی

وجه سلبی آن یعنی مراقبت از نفوذ دشمن در حوزه مناسبات سیاسی و عدم اطاعت و تبعیت از او. دشمن غدار و حیله گری که به واسطه مذاکرات هسته ای شرایط ویژه ای پیدا کرده و بدنبال نهادینه کردن پروژه نفوذ است. البته خطرناک از این شرایط ویژه رفتار برخی در برجام آرایی و تطهیر چهره شیطان است. انان میخواستند برجام را به عنوان الگویی موفق به سایر حوزه ها تعمیم دهند که سکاندار بصیر نظام با قاطعیت جلوی اجرای پروژه برجام های سریالی ایستاده و نقشه دشمن را نقش بر آب نمودند.

دربخش ایجابی هم باید با ترویج روحیه انقلابی گری در عرصه سیاسی و دیپلماسی به همگان ثابت کنیم که مدل رفتاری امام راحل در عرصه سیاسی، بهترین و موفق ترین مدلی است که بطورکامل با آیات قرآن مطابقت داشته و سیره معصومین هم بدان دلالت می کند. مدلی که هرجا بطور کامل بدان عمل نمودیم منافع ملی ما تامین گشت و هرجا، به هر اندازه از آن فاصله گرفته ایم به همان اندازه در حیطه منافع ملی ضربه خورده ایم.

۲) جهادکبیر در عرصه اقتصادی

وجه سلبی آن یعنی مقابله با تفکر منحوسی که غایت هنر و توان یک ایرانی را تولید آبگوشت بزباش دانسته و فراتر از این معتقد است برای پیشرفت کشور بایست به واردات مدیر از خارج روی آورد.

در وجه ایجابی هم یعنی ترویج و تاکید بر این نکته مهم که با توکل بر خدا و تکیه بر درون ، میتوانیم به صنعتی ترین کشور منطقه تبدیل شده و همچنانی که در علوم چهارگانه نانو، دیجیتال،هسته ای و موشکی دررتبه های برترجهانی قرار داریم در بخش اقتصاد هم جزو برترین های منطقه و جهان گردیم.

۳) جهاد کبیر در عرصه فرهنگی

در وجه سلبی آن یعنی مقابله با ولنگاری فرهنگی و مبارزه با تفکری که به دنبال سکولاریزه کردن عرصه فرهنگی و اجتماعی کشور است. همان تفکری که وانمود می کند که “نمی شود به زور شلاق کسی را به بهشت برد” اما در مقابل انگار برای به جهنم کشاندن مردم وظیفه ملی و قانونی دارد..!

در وجه ایجابی آن هم تاکید بر این نکته است که در ترویج فرهنگ انقلابی همه و همه باید در صحنه باشند از دولتمردان گرفته تا علمای اعلام حوزه های علمیه و از نخبگان گرفته تا عموم مردم می بایست به تبلیغ فرهنگ غنی و پربار انقلاب بپردازند بخصوص در شرایط کنونی که فرهنگ و تمدن غرب با چالش های اساسی و بنیادین مواجه شده است.

القصه جهاد کبیر مقوله ایست که به نظر بنده حق آن ادا نشده و می طلبد که مراکز علمی علی الخصوص مجموعه های قرآنی، در کنار حفظ و صوت و لحن و تجوید و تفسیرقرآن کریم، بطور ویژه به مباحث اینچنینی و یا مبانی قرآنی استکبار ستیزی امام و رهبری بپردازند انشاالله.

حمیدی

انتهای پیام/

دیدگاه شما